applet-magic.com
Thayer Watkins
Silicon Valley
& Tornado Alley
USA

ادم سميث در مستعمرات امريكايي در شمال انگلیس

سياست بريتانيا نسبت به شمال آن مستعمرات امريكايي

زمينه‌

در 1660 مقررات تحميل دولت انگلستان در اشرف درباره مستعمرات در قالب قوانين دريانوردي بود. اين اقدامات بر اساس نظريه گليم جاري و قصد دارد به طور مستقيم به توسعه مستعمرات از خانه به بهترين لباس كشور از انگلستان است. سياست درگير گليم:

  1. كالا و يا به توليد از مستعمرات اجرا شود تنها در كشتي امپراطوري بود
  2. كالاهاي مستعمرات معين, از جمله توتون, برنج, قند و قرار شده بود تنها به بريتانياي كبير رساندند. "جک استراو" كشور مادر را در انحصار تامين از كالاهاي به مستعمرات بود.
  3. مستعمرات اجازه نداشتند مستقيما دخالت در صنايع رقابت با اين كشور مادر, و نه تشويق به توليد مصنوعات توسعه در كشور مادر.
  4. مقدم‌ درمان مسلم بود كه به تشويق به توليد محصولات مستعمرات معين به نفع كشور مادر.

هدف از اين اقدامات را از لحاظ اقتصادي امپراطوري خود كفا كند. در حالي كه الزامات تحميل اعمال مستعمرات در حال توسعه از نقطه آدام اسميت باعث شد که بر دوش بزرگ نيست.

بطرف بالاوپایین حرکت بدهید آدام اسميت "در انگلستان" شمال مستعمرات امريكايي

منبع: Adam Smith, يك تحقيق در ماهيت و علل از ثروت ملل (New York: Random House Modem Library, 1937), vii, 538-51.

.... مستعمرات كه از پيشرفت سريع بوده است, از زبان انگليسي در شمال امريكا.

بسيار خوب و زمين, و آزادي آنان براي اداره امور خود را به نظر می رسد دو باعث رونق اقتصادي و رفاه از تمام مهاجرنشين تازه است.


در اين سرزمين بسيار خوبي به مستعمرات انگلستان امريكاي شمالي, گرچه, هيچ شكي ندارم, خيلى زياد مي‌زاييد فراهم است, اما, به اسپانياييها و پرتغالي, و نه برتر از برخي از كساني كه فرانسويان از جنگ است. اما در نهادهاي سياسي مستعمرات انگلستان به مساعدتر است, در اصلاح و كشت اين سرزمين, از آن هر يك از سازمان ملل سه روز ديگر.

اول, زمينهاي باير و بيهمتايش طرد, هر چند که به هيچ وجه جلوگيري رويهمرفته, زمان خوشمان مي‌آيد بوده است در مستعمرات انگلستان از در ديگر نيست. اين قانون كه كوچنشين بر هر مالك بهبود و ارتقاء كشت, در عرض يك وقت محدود, كه بعضي از تناسب اراضي و كه در صورت شكست, اراضي قابل اهداء به آن غافل هر فرد ديگر, اگرچه آن هم, شايد خيلي شديدا اعدام شوند, دارد, اما, اثر بدى است.



ثانيا, وجود ندارد در پنسيلوانيا حق نخستزادگي برخوردار باشد, و زمين, مانند moveables, ميان تقسيم همة فرزندان خانواده است. در سه استان از قديمترين جديد انگلستان در ایران تنها يك سهم مضاعف, كه در اين قانون mosaical. گرچه در اين استان, به اين ترتيب, نيز مقدار زيادي از سرزمين گاهي بايد از يك فرد خاص نيست, چنين احتمال, در جريان يك يا دو نسل به حد كافي بارها تقسيم شده است. در ساير مستعمرات انگلستان, در واقع, اين حق نخست زادگی صورت ميگيرد, كه در قانون انگلستان. اما در تمامي مستعمرات انگلستان به مادام العمر بر اراضي و آزاد برگزار مى شود كه همه در, وادمی شوراهاى مستقل و صاحب امتیاز, از هر قطعه زميني گسترده, به طور كلي آن به علاقه, به همان سرعت كه مي تواند, قسمت اعظم آن, تنها يك ترك كوچك-اجاره دهند....
اقتصاد

وفور ارزاني خوب و زمين, آن است مشاهده principa هستند; علل ترقي سريع مستعمرات جديد. جاذب‌ به زمين, در واقع, ويران كردن اين وفور و ارزاني دارد. جاذب‌ از زمينهاي باير را, به علاوه, بزرگترين جلو گيرى را به پيشرفت كرده است. اما حزب کارگر که به كار در بهبود و كشت زمين افغاني بزرگترين و با ارزش ترين توليد را به جامعه است. محصول كار, در اين صورت, نه تنها خود ميپردازد دستمزد, و اين كه سود سهام آن يادT, ولي اين اجاره زمين نيز به آن بكار گرفته شود. حزب کارگر از استعمارگران انگليسي و, بنابراين, چون در استخدام به بهبود و كشت زمين, احتمال دارد كه استطاعت بزرگتر و بيشتر با ارزش تولید, بيش از هر سه تن ديگر از سازمان ملل متحد, كه با جاذب‌ زمين, خط قرمز ما است که بیشتر یا کمتر نسبت به ساير كارهاي است.


ثالثا, از استعمارگران انگليسي و حزب کارگر است نه تنها به احتمال بيشتري براي خريد و توليد ارزش بيشترى, اما, در JZ بير ون سالن خود اعتدال ماليات, كه بيشتر از اين مقدار توليد متعلق به خودشان, كه آنها ذخيره و استخدام در گذاشتن به بزرگتر حركت يك مقدار كار. استعمارگران انگليسي هنوز هيچ چيز به كمك به دفاع از كشور مادر و يا در جهت حمایت از دولت كشوري است. آنها خودشان, در مقابل, تا كنون تقريبا همة دفاع در اين راه از كشور مادر. اما اين راه از ناوهاي جنگي و سپاهيان از همه مهمتر نسبت به حكومت كشوري راه لازم است. در اين راه حكومت مدني خود همواره اين بوده است بسيار معتدل بود. آن چه به طور كلي محدود به صلاحيت لازم برای پرداخت, به فرماندار معاشات, به قضات, و برخي ديگر از مقامات پلیس, و براي حفظ چند نفر از سودمندترين....


رابعا, در اختيار از مازاد تولید, يا از آنچه بيش از هر چيز مصرفي خود, از مستعمرات انگلستان صلات ساقط شده است و اجازه داده شده است بازار گسترده تر از گذشته, بيش از ساير كشورهاي اروپايي از هر ملت است. هر کشوری است که اروپا بيشتر يا كمتر گفتگويي را به انحصار خود را به خود comrifdice مستعمرات, و, به آن ممنوع اعلام کرده است كشتيهاي تجاري خارجي از سازمان ملل متحد به آنها, آنها را ممنوع اعلام کرده است و واردات كالاهاي اروپايي خارجي از هر ملت است. اما نحوه اين انحصار اعمال شده است در ملل مختلف است که بسيار متفاوت است.


برخی از کشورها که در تمام تجارت مستعمرات خود را به يك شركت انحصاري, كه قبلا مستعمره آن مجبور به خريد كالاهاي اروپايي را مي خواستند و به آنها مجبور به فروش مازاد درآمد خود را خود تولید است. اين شركت به سود, به اين ترتيب, نه تنها به فروش سابق عزيز, و به خريد ارزان به همان اندازه كه ممكن است, اما نه به خريد اخير بيشتر از, حتي در اين قيمت, بيش از آنچه آنها برای پايان بخشيدن به قيمت اروپا بود. اين سود, نه تنها به سفسطه در همه موارد ارزش از مازاد تولید, بلكه در بسياري از موارد را دلسرد و طبيعي از مقدار آن افزايش دارد. از همه كه ژرمنهاي گقشده بخوبي ميتوان به رشد طبيعي كوتاه‌ جديد, مهاجرنشين انحصاري كه از يك شركت بدون شك بيشتر موثر باشد. اين, با اين حال, بوده است از سياست هلند, اگرچه شركت, در اين دوره از قرن حاضر, در بسیاری از جهات امتياز انحصاري خود را اعمال كند. اين نيز اين سياست تا دوران سلطنت دانمارك شاه بود. آن گاه است که سياست فرانسه, و مرحوم, از سال 1755, پس از آن رها شده بود با همه ملتهاي ديگر, به سبب سخافت, سياست پرتغال را به دست كم به دو مورد عمده ايالات از برزيل, marannon fernambuco و.


ملتهاي ديگر, بدون ايجاد يك شركت انحصاري, منحصر به تمام تجارت مستعمرات خود را به ويژه بندر كشور مادر, از آنجا كه هيچ كشتي بادبان اجازه, اما يا در يك ناوگان و به ويژه فصل, يا, اگر واحد و خاصی در نتيجه جواز, كه در بيشتر موارد بسيار خوب بود پرداخت. اين سياست باز شد, در واقع, اين تجارت مستعمرات به تمام ساكنان كشور مادر, مشروط بر اين معامله مناسب از اين بندر, در فصل مناسب و مطلوب و در اين كشتي بود. اما چون همه متفاوت است. بازرگانان., كه خود را به منظور واگذاری سهام آنها مناسب و كشتيهاي پروانه بيابند كه آن را به خاطر علاقه اى به عمل در کنسرت, اين تجارت بود كه به اين ترتيب انجام خواهد شد حتما تقريبا به همان اصولي را كه از يك گفت‌وگوي اختصاصي شركت كند. سود حاصل از آن به بازرگانان و زیاده خواهی تقريبا به همان اندازه ناراحت کننده است. مستعمرات بد, و اگر هم مجبور به خرید بسيار عزيزم, و به فروش بسيار ارزان بود. اين, با اين حال, تا در اين چند سال, كه همواره از سياست اسپانيا, و قيمت تمام كالاهاي اروپايي, از اينرو, ما به اسپانيا عظيم در اين جزاير هندغربي بود. در کيتو, گفته است ما ulloa, يك پوند به فروش آهنين در حدود چهار و شش پنس خريدهام, و يك كيلو فولاد در حدود شش و, نه پنس ظاهروباطن یکی است. اما بيشتر به منظور خريد كالاهاي اروپايي, كه مستعمرات خود به رقابت با بخش توليد كنند. هر چه بیشتر, به اين ترتيب, آنان بايد تاوان و كمتر به آنها واقعا ديگر, و از تعزز است از همین کار را با اين ارزاني داشت. اين سياست پرتغال در اين زمينه همان سياست قديم از اسپانيا, با توجه به تمام مستعمرات, جز marannon fernambuco و و با توجه به تازگي اين شيوه اي بدتر شده است.


ساير ملتها را رها از تجارت مستعمرات خود را به همه اتباع خويش آزاد, كه ممكن است آن را ادامه دهند از همة بنادر مختلف اين كشور مادر, كه به مناسبت ديگر جواز گزارشهاي مشترك از اين گمركات از. در اين صورت تعداد و شرایط مختلف پراكنده بازرگانان بكرات به آنها محال است كه وارد تركيب كلي, كافي است و رقابت به آنها بسيار گزاف از سود است. در ليبرال يك سياست قادر به مستعمرات خود را هم به فروش محصول و براي خريد كالا از اروپا به قيمت است. اما از انحلال شركت پليموت, هنگامي كه مستعمرات در كودكي اما, اين است که همواره از سياست انگلستان بود. آن هم بطور بوده است كه از فرانسه, و درماندگی ناشی شده است که بعد از انحلال آن چه, در انگلستان, ناراحتيد شركت ميسي‌سيپي خود خواند. سود حاصل از تجارت, بنابراين, كه فرانسه و انگلستان با مستعمرات خود را ادامه دهند, گرچه بدون شک تا حدودي بالاتر از رقابت آزاد بودند كه همه ملتهاي ديگر, با اين حال, به هيچ وجه برشمردندو افزودند; و قيمت كالاهاي اروپايي است از اينرو دست بردار نيستند در اين قسمت از مستعمرات هر کدام از سازمان ملل متحد است.


در اين صادرات مازاد توليد خود را نيز, تنها با توجه به برخی از کالاها كه مستعمرات بريتانياي كبير منحصر به بازار كشور مادر. اين كالاها برشمرد كه در اين قانون دريانوردي و در برخي از ديگر اقدامات بعدي, اين گزارش به نام "من" كالاهاي برشمرد. بقيه /i "" ناميده مي شوند" من "غير برشمرد; /i" و "صادر شده است مستقيما به ساير كشورها, براي آن كشتزار يا britisb در كشتيها, كه در اختیار صاحبان و سه چهارم دريانوردان انگليسيها هستند.


از جمله غير متخصص كالاها از جمله مهمترین آثار آمريكا و هند غربي, از همه نوع غله, الوار و نمك آذوقه, ماهي, شكر, و بد. "> /p" "پ" تمام بالای دندهها غله طبعا اولين و هدف اصلي از همه فرهنگ جديد مستعمرات بود. آن دو اجازه بازار بسيار وسيع است, اين قانون موجب تشويق آنان به گسترش اين فرهنگ بسيار فراتر از مصرف هببن ترتجب سكونت يك كشور, و به اين ترتيب پيشاپيش هنگفتي به تامين معيشت جمعيت روزافزون به.


در يك كشور كاملا پوشيده با چوب, كه در نتيجه از چوب و ارزشي ندارد, پاك از راه اصلي زمين مانع پيشرفت كرده است. اجازه دادن به مستعمرات بسيار وسيع بازار براي خريد الرار پردازند, اين قانون را براي تسهيل بهبود با افزايش قيمت يك كالا كه در غیر این صورت از لحاظ ارزش, و بدين ترتيب انزواي آنها را به برخی از سود حاصله از چه خواهد شد در غیر این صورت تنها راه است.


نه تنها در يك كشور نيمه نيمه تحصيلكرده و نه محل سكونت, گله طبعا تكثير فراتر از مصرف از اهالي, و اغلب بر آن شرح بسيار كم ارزشي ندارد. اما لازم است, اين كفتهء شده است, كه قيمت گاو بايد نسبت به برخی از قسمت اعظم از غله از اراضي از هر كشور مي‌تواند رشد كند. اجازه دادن به آمريکا گاو, در تمام شكلها, مرده و زنده است, بسيار وسيع بازار, اين قانون را به بالا بردن ارزش هر كالايي كه بالا بودن قیمت آن قدر زياد است ضروري براي پيشرفت كرده است. از نتايج اين آزادي, با اين حال, بايد تا اندازه‌اي كه به كاهش ‬ جورج سوم. (ج). 15-كه پنهان مى‌كند برشمرد و از جمله اقلام پوست, و بدين ترتيب گرايش به كاهش ارزش آمريكايي; گوسفند /p """ پطرس

قند برشمرد كه در اصل یک كالا صادر شده که می توان تنها به بريتانياي كبير بود. اما در 1731, به نمايش شكر-عمو مامفورد صادرات خود را مجاز بود به تمام نقاط جهان است. اين محدوديت‌هاي اعمال شده است, كه اين آزادي اعطا شد, به بالا بودن نرخ شكر در بريتانياي كبير, صبورانه, در يك اقدام بسيار بزرگى, غير موثر است. بريتانياي كبير و مستعمرات همچنان ادامه دارد كه تقريبا تنها بازار براي توليد شکر از كشتزارهاي انگلستان در. افزايش مصرف آنها چنان سريع, كه, هر چند که در نتيجه افزايش بهبود ژامائيك, و جزاير واگذارد, از ورود شكر مکرم افزايش داشته است در اين بيست سال, صادرات به کشورهای خارجی به گفته شود بيشتر از قبل از.


رم‌ بسيار مهمي است كه تجارت در مقاله خود به آمريكايي ها به ساحل افريقا, كه آنها را در مقابل negroe برده است.


اگر تمام مازاد محصول غلات آمريكا در انواع گوناگون عطرها, نمك آذوقه, و ماهي, گذاشته شده از شمارش, و به اين ترتيب مجبور به بازار بريتانياي كبير, اين بود كه بيش از حد دخالت با توليد صنايع ما از خود مردم است. اين امر به احتمال زیاد از هر نظر به منافع آمريكا? حسادت را از این دخالت, كه اين كالا مهم است نه تنها از از شمارش, بلكه اين واردات را از همه بريتانياي كبير غله, جز برنج, و نمك آذوقه, و در غیر از قانون و ممنوع است.


غير ممکن كالاهاي برشمرد صادر شود در اصل به تمام نقاط جهان است. الوار و برنج, كه يك بار به شمارش, كه بعد از آن, محدود, به بازار اروپا, به اين كشورها كه در جنوب دماغه اميد برخورد. در ششم جورج سوم. (ج). 5-همه غير متخصص قرار گرفتند کالا به محدوديت است. اين نقاط اروپا كه در جنوب دماغه اميد برخورد, نه كشورهاي صنعتي, و ما کمتر احساس حسادت در كشتيهاي حامل خانه مستعمره از آنها با مداخله كند كه مصنوعات خود ما است.


اين کالا برشمرد که از دو نوع: اول, به ويژه توليد يا آمريكا, يا به صورت نميگيرد, يا حداقل نه ساخته شده است, در اين كشور مادر. از اين قبيل, ملاس, قهوه, كاكائو-گردو, توتون, فلفل گینه, زنجبيل, ميكل مشاهدات نهنگ, ابريشم خام, پنبه, پشم سگ ابی, و ساير پوست‌ امريكا, نيلي fustic, و ديگر مرگ جنگلها: دوم, به ويژه با اين حال, توليدات امريكا, اما كه توليد و ممكن است در اين كشور مادر, اما به قسمت اعظم عرضه و تقاضا را, که اصولا از كشورهاي خارجي است. از اين نوع مغازه ها همه نيروي دريايي و دكلها متر bowsprits و, قير, قير, و صمغ, خوك و ميله آهن, مس معدن, و پوست عسگري, مرواريد و خاكستر شد. بزرگترين ميزان واردات كالا از اين نوع اول که می تواند به رشد و با دخالت فروش هر بخشي از محصول كشور مادر. با محدود ساختن آنها به بازار, بازرگانان ما انتظار مي‌رفت, نه تنها قادر به خرید آنها را در كشتزارها ارزانتر, و در نتيجه به فروش آنها بهتر با سود در خانه, به ایجاد ميان اين اما كشتزارهاي سودمند و كشورهاي خارجي به تجارت, كه بريتانياي كبير لزوما به مركز يا امپوريون, به عنوان کشور آن را کالاهای وارداتی به بودند. ميزان واردات كالا از اين نوع دوم هم شايد اين حد موفق شد, قرار بود, به عنوان دخالت, نه با فروش آن از همين نوع كه در خانه می شود, اما با آن وارد شده است از كشورهاي خارجي; زيرا, به وسيله مناسبي از وظايف, هميشه گذاردند تا حدودي عزيزتر از پيشين, و هنوز تا حد زيادى از ارزانتر است. با اين فتنه فرقه‌اى كالا به بازار, بنابراين, اين پيشنهاد كرد براي جلوگيري از توليد و نه از بريتانياي كبير, ولي برخي از كشورهاي خارجي با آن در موازنة تجارت بود كه بريتانياي كبير آد بدقلبى باشد.

اين ممنوعيت صادرات از مستعمرات, به هیچ کشور دیگری اما بريتانياي كبير, دكل, تلنبار bowsprits و, قير, قير, و صمغ, طبعا متمايل به پايين آوردن قيمت الوار در مستعمرات, و در نتيجه افزايش راه پاك از اراضي و مانع اصلي به پيشرفت كرده است. اما در آغاز قرن حاضر, در 1703, قير و تار گفتگويي شركت از سوئد به بهاي كالاهاي خود را به بريتانياي كبير, با ممنوعيت صادرات آنان, جز در كشتيهاي خود, به قيمت و خود را در اين مقادير مناسب تصور كنند. خنثي‌ كردن‌ در اين قطعه از سياست تجاري, و خود را تسلیم داشتن به همان اندازه كه ممكن است وبه استقلال, نه تنها از سوئد, اما از همه قدرتهاي شمال, بريتانياي كبير به که بر ورود آذوقه نيروي دريايي آمريكا و تأثير اين بود که به بهاي الوار در آمريكا, خيلي بيش از اين بازار در خانه پايين مى كند, و تصويب قوانين سخت را هم در همان زمان, مشترك خود كه بيشتر به منظور تشویق به پاك به زمين در آمريكا است.


گرچه خوك و ميله آهني را نيز از جمله اقلام برشمرد كه هنوز, هنگامي كه از آمريكا وارد شده, قابل توجهي از وظايف معاف هستند كه اين موضوع هستند كه از هر كشور ديگري وارد شده, یک قسمت از مقررات بیشتر به تشويق جملگي از كوره در ترکستان آمريكا, از سوي ديگر آن جلوگيري كند. توليد وجود ندارد كه اين موارد را به عنوان مصرف از چوب كوره, و می توانند تا اين حد به پاك كردن يك كشور با آن است.


اين گرايش برخي از اين مقررات به بالا بردن ارزش از چوب در آمريكا, و بدين ترتيب براي تسهيل پاك زمين, هيچ بود, شايد, و نه به قصد قوه مقننه است. اگرچه اثرات سودمند و با اين حال, در اين زمينه تصادفي, آنها را به آن حساب كمتر بوده است.


كاملترين آزادي تجارت ميان britisb مجاز مستعمرات امريكايي و هند غربي, هم در برشمرد و در ان پی تی-كالاهاي برشمرد. مستعمرات آن در حال حاضر چنان پررونق و پر جمعیت, كه هر كدام از آنها در برخی از ديگران بازار بزرگ و گسترده به هر بخشي از توليد آن است. همه آنها باهم, آنها را به بازار داخلي بزرگ توليد از يكديگر است.


سخاوت از انگلستان, اما, در اين تجارت مستعمرات محدود شده است بيشتر به آنچه مربوط به بازار براي توليد, يا در آن كشور, يا با چه ممكن است به نام نخستين مرحله از آنان نپذیرفته است. پيشرفته تر از مصنوعات ظريفتر و حتي از رنگ کردن توليد, بازرگانان و صناعت بريتانياي كبير cbuse ذخيره به خود, و وادارش هيئت مقننه براي جلوگيري از استقرار در مستعمرات, گاهي بالا بودن عوارض گمركي, و گاه با ممنوعيت مطلق.


در حالي كه بريتانياي كبير در آمريكا در تشويق صنايع خوك و ميله آهني, خلاصي از اين دست كه به وظايف كالاها وارد موضوع دیگری که او تحميل مي كند كه يك حكومت مطلقه نهی ترکستان و كوره هاي فولاد-جيمس ميلز در هيچ يك از كشتزارهاي امريكا. او نمى خواهد استعمارگران رنج كار در آن به مصنوعات ظريفتر حتي براي مصرف باشد; اما اصرار بر آنان را خريد از بازرگانان و سازندگان كالا از اين گونه است که به مناسبت است.


منع صدور او از يك استان را با آب, و حتي به كالسكه سوار بر اسب بر خشكي يا در يك ارابه, كلاه, از خانه غارت شده اش و بافت افغانى بخاطر قالين كالا, از محصول, مقررات يك رصO رتى كه مانع برقراري هر توليد از اين كالاها به فروش دور, و در اين زمينه‌ها صنعت او در اين راه مهاجران به چنين خشن و صنايع خانگي, به عنوان يك خانواده عموما خصوصي خود ميسازد, يا براي آن كه برخي از همسايه ها در همين استان است.


نهي‌ بزرگ به مردم, با اين حال, از همه می کنند که هر يك از آنها را از تولید, يا از سهام خود استخدام و صنعت در اين راه سودمندترين قاضي كه آنها را به خود و نقض آشكار حقوق مقدس ترين نوع بشر است. ظالم, ولي چون اين گونه ممنوعيتها ممكن است, تا كنون به مستعمرات بسيار زيانبار است. اين زمين ارزان, و, در نتيجه, حزب کارگر در ميان آنها اين عزيز, كه آنها بتوانند از واردات اين كشور مادر, تقريبا همه ظريفتر پیشرفته تر و ارزان تر از مصنوعات آنها مى توانست آنان را براي خود. آنها نيستند, لذا, از ايجاد اين صنايع, هنوز در وضع کنونی بهبود, يك مورد علاقه خود, احتمال دارد, بايد مانع از چنين می کنند. آنها در بهبود وضع موجود, آن منهيات, شايد صنعت بدون درد را, يا آن را از هر شرايطی به كار رفته اند كه با آن موافقت خود را از آن, گستاخ تحميل badgesof بردگي را, بدون هيچ دليل كافي, با اين همه اش كشك حسادت بازرگانان و صاحبان صنايع اين كشور مادر. در يك پيشرفته تر ممكن است واقعا ظالم و دشوار است.


بريتانياي كبير نيز, كه به او را از بازار از مهمترین آثار مستعمرات, او مي دهد تا در جبران به برخي از آنها در اين بازار سود; گاهي با وظايف بالاتر از توليدات مانند هنگامي كه از كشورهاي ديگر وارد, و گاه با تنزل دادن واردات خود از مستعمرات بود. در اول راه بهره ميدهد در خانه خود در بازار شكر و تنباكو و آهن مستعمرات خود, و در دومين ابريشم خام خود, به شاهدانه و كتان, لاجورد به آنها, به نيروي دريايي خود-مغاز., و به ساختمان تير. اين دومين تشويق به توليد مستعمره بخوريم كه بر واردات, است و تا جايي كه من موفق شده اند به آموختن و مختص به بريتانياي كبير بود. اين نخستين بار نيست. پرتغال قانع نبود; خودش را دارد با وظايف بالاتر از ورود مصرف دخانيات از هر کشور دیگری, ممنوع است اما زير شديدترين مجازات است.


با توجه به واردات كالا از اروپا, انگلستان آزادمنشانه‌تر رفتار مي‌شد نيز با مستعمرات خود بيش از هر ملت ديگري است.


بريتانياي كبير مي‌دهد كه بخش, تقريبا هميشه نيم, به طور كلي بزرگتري قسمت, و گاه تمام انجام وظيفه پرداخت شده است که بر ورود كالاهاي خارجي, به عقب كشيده شود كه صادرات خود به هیچ کشور خارجی است. خارج از كشور مستقل, آسان بود پيش بيني مي‌كنند, دريافت خواهد کرد اگر آنها به اين وظايف سنگينى پر كه تقريبا تمامي كالاهاي خارجي بر واردات تأثير به بريتانياي كبير بود. مگر اينكه, بنابراين, بخشي از وظايف آن به صادرات كشيده شد, در پايان اين تجارت: يك تجارت تا اين اندازه نظام تجاري است.


مستعمرات ما, با اين حال, به هيچ وجه خارجي كشور مستقل; و بريتانياي كبير كه تصور كرده كه از حق انحصاري خود را برای عرضه کالا را با همه از اروپا, ممكن است آنها را مجبور ساخت (در همان گونه که دیگر کشورها مستعمرات خود را انجام داده به دريافت اين گونه كالا, با همه آنها وظايف پرداخت كه در كشور مادر. اما, برعكس, تا 1763, همين گفتن ارزشها ايرادات پرداخته مي شد كه به صادرات قسمت اعظم كالاهاي خارجي ما به مستعمرات خارجي به هر کشور مستقل است. در 1763, در واقع, از ‪ 4 ‬ چهار چوب جغرافيايي- است. سوم. (ج). 15-اين اغماض بود تا حد زيادى تخفيف يافت. و اين مصوبه, "که هيچ بخشي از وظيفه به نام سال يارانه بايد براي كالاهاي رشد, تولید, يا توليد در شرق اروپا و هند غربي, كه بايد از اين كشور صادر شده به مستعمرات انگلستان يا هر كشتزار در آمريكا, شراب, سفيد و موسلين مستثنا callicoes." پيش از اين قانون, انواع مختلف كالاهاي خارجي ارزانتر مي‌خريد ممكن بود در كشتزارها از در كشور مادر و بعضی ها ممکن است.


اين قسمت اعظم آن مربوط به تجارت مستعمرات, بازرگانان كه آن را ادامه دهند, بايد رعايت شود و مشاوران اصلي است. ما نبايد تعجب نيست, بنابراين, اگر, در اين قسمت اعظم آنها, منافع آنها است که از شمار مستعمرات يا كه از. مادر اين كشور است. آنها در تامين از امتياز انحصاري مستعمرات با همه كالاهايي كه آنها مي خواستند از اروپا, از خريد و همه آن قسمتهايي از مازاد محصول را به عنوان دخالت نمي توانست از معاملات با هر كه خودشان در خانه, علاقه به مستعمرات قرباني بود به نفع آن بازرگانان بدهد. در همین مکان به گفتن ارزشها ايرادات صادرات مجدد قسمت اعظم كالاهاي اروپايي و شرق به هند از مستعمرات, خود به عنوان صادرات مجدد به هر کشور مستقل, به نفع كشور مادر قرباني به آن, حتي به عقايد نوظهور از آن بهره بود. اين به نفع بازرگانان را بپردازد كه ممكن است که کالاهای خارجی به مستعمرات, و در نتيجه, به همان اندازه از وظايفي كه ممكن است پيش واردات خود را به بريتانياي كبير بود. آنها شايد بدان وسيله خواهند توانست به فروش در مستعمرات, يا همان مقدار كالاها با يك بزرگتر سود, يا يك بزرگتر كميت با همان منفعت, و, در نتيجه, به دست آوردن چیزی يا در يك يا از طرف ديگر. آن بود, به نفع همه چنين به مستعمرات كالاهاي ارزان و در همان حد وفور بزرگ كه ممكن است. اما این ممکن است نه هميشه به نفع كشور مادر. غالبا او رنج او هم در درآمد, با بخش بزرگي از اين وظايف پرداخت شده که بر ورود اين گونه كالا; و در صناعت, كه در اين مهاجرنشين مثترى هاى بازار, در نتيجة شرايط آسان مصنوعات خارجي كه بر اساس آن بتوان به وسيله آنجا بردند گفتن ارزشها ايرادات هستند. پيشرفت كتان توليد بريتانياي كبير, معروف شده است, با تعويق زيادی گفتن ارزشها ايرادات بر صادرات مجدد از كتان آلماني به مستعمرات امريكايي است.


اما با آنكه از سياست بريتانياي كبير با توجه به اين تجارت مستعمرات املا شده است با همان روحيه تجاري را كه از ملل ديگر, آن است, اما, رويهمرفته, ظالم و كمتر از هر يك از آنها است.


Source: The Growth of the American Economy to 1860, Douglass C. North and Robert Paul Thomas (eds.), University of South Carolina Press, 1968.


HOME PAGE OF applet-magic
HOME PAGE OF Thayer Watkins